Category: سازمان مجاهدین خلق



«رابرت بائر»افسر سابق سازمان جاسوسی آمریکا گفت: گروهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق که زمانی تحت نظارت سرویسهای جاسوسی صدام فعالیت می کرد، هم اکنون به طور اختصاصی تحت فرمان و هدایت سازمان جاسوسی آمریکا مشغول آماده سازی شرایط برای بمب گذاری در ایران است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)به نقل از پایگاه Infowars، رسانه های بین المللی، ادعای تهران مبنی بر دست داشتن آمریکا در حملات تروریستی داخل ایران برای متزلزل ساختن دولت احمدی نژاد و زمینه سازی برای حمله نظامی را کاملاً نادیده می گیرند، اما این موضوع، حقیقتی روشن است که سازمان سیا با استفاده از گروه های تروریستی وابسته به خود، دقیقاً همین هدف را دنبال می کند.

بر پایه این خبر، واشنگتن مدت هاست که از طریق گروه های تروریستی وابسته به خود حمله به ایران را آغاز کرده است. سازمان جاسوسی آمریکا به طور آشکار گروه های تروریستی را که با هدف بی ثبات کردن تهران فعالیت می کنند، مورد حمایت مالی خود قرار می دهد.

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، هفته گذشته با تأکید بر ارسال مدارک «حمایت دولت آمریکا از تروریسم» به سازمان ملل اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران مدارک خدشه ناپذیری مبنی بر دخالت رسمی دولت آمریکا در برنامه ریزی و اجرای عملیات های تروریستی و خرابکارانه علیه ملت ایران و سایر کشورهای منطقه در دست دارد.»

رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله سید علی خامنه ای نیز در یک سخنرانی افزود: «ما ۱۰۰ سند غیر قابل خدشه از نقش آمریکا در هدایت ترورها و تروریست ها در ایران و منطقه داریم.»

از آنجا که این خبر توسط رسانه های داخلی ایران مخابره شد، در رسانه های غربی بازتاب وسیعی نداشت. اما گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی که حاوی ادعاهایی مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی بود، هزار برابر بیشتر در رسانه های غربی انعکاس یافت.

در هر صورت، حمایت آمریکا از سازمان های تروریستی و آموزش آنها به منظور متزلزل سازی حکومت ایران، حقیقتی آشکار است.

«رابرت بائر»، یکی از افسران سابق سازمان سیا، در مستند Vanguard بیان می کند که آمریکا سال هاست که از طریق گروهک های تروریستی وابسته به خود با ایران در حال جنگ است که از جمله این گروه ها می توان به پژاک اشاره کرد.

بنا بر گزارش های ای بی سی نیوز، لندن تلگراف و بسیاری از دیگر رسانه های غربی در سال ۲۰۰۷، دولت آمریکا همچنین با حمایت از یکی از شاخه های القاعده – جندالله – اقدام به انجام عملیات تروریستی انتحاری در ایران می نماید. این سیاست در دوران بوش به اجرا در آمد و در دوران ریاست جمهوری اوباما نیز ادامه یافت.

روزنامه لندن تلگراف در این باره گزارش می دهد: «به گفته منابع اطلاعاتی، جورج بوش به سازمان سیا اجازه انجام عملیات های پنهانی به منظور تغییر رژیم در ایران را داده است. بوش با امضای یک سند رسمی، برنامه های سیا به منظور متزلزل سازی و در نهایت براندازی حکومت دینی ایران را با استفاده از بمباران تبلیغاتی و اطلاع رسانی های غلط، مورد تأیید قرار داد.»

در ادامه این گزارش عنوان شده بود که حمایت مالی سازمان جاسوسی آمریکا از جند الله و دادن سلاح به این گروهک نظامی که از خاک پاکستان حملاتی را بر علیه ایران صورت می داد نیز بخشی از این اقدامات است.

جند الله یکی از شاخه های القاعده است که در اکتبر سال ۲۰۰۹ با حمله به مقر سپاه پاسداران در منطقه پیشین ۴۰ نفر را به خاک و خون کشید.

از دیگر اقدامات این گروهک می توان به انجام عملیات های مختلف تروریستی در خاک ایران و همچنین کشور پاکستان اشاره کرد.

ای بی سی نیوز در سال ۲۰۰۸ گزارش داد که مقامات پاکستانی تهدید کرده اند که ۶ عضو گروهک تروریستی جندالله را به ایران تحویل خواهند داد.

ای بی سی نیوز همچنین در گزارشی با اشاره مجدد به روابط نزدیک این گروهک تروریستی با سازمان سیا اعلام کرد: «مقامات آمریکایی به طور مداوم با رهبران جندالله ملاقات کرده و تلاش می کنند تا از تحویل افراد دستگیر شده به ایران جلوگیری نمایند.»

در سال ۲۰۰۹ یکی از اعضای جند الله در دادگاهی در شهر زاهدان، به وابستگی این گروهک تروریستی به آمریکا و اسرائیل اعتراف کرد.

عبدالحمید ریگی، برادر سرکرده این گروهک تروریستی و یکی از ۶ عضو تحویل داده شده به ایران، در دادگاه اعلام کرد که جندالله توسط آمریکا و صهیونیست ها آموزش می دیده و مورد حمایت آنها قرار دارد. او همچنین فاش کرد که آمریکا و اسرائیل به جندالله دستور داده بودند که حملات خود را در خاک ایران افزایش دهد.

جند الله تنها گروه مخالف ایران نیست که دولت آمریکا متهم به حمایت از آن برای افزایش فشار بر دولت ایران است.

افراد موثق زیادی از جمله اعضای سابق سازمان جاسوسی و نیز ارتش آمریکا، عنوان داشته اند که دولت آمریکا با هدف ضربه زدن به سپاه پاسداران و با بهره گیری از گروههای مسلح، اقدام به انجام عملیات های سری نظامی در خاک ایران می نماید.

روزنامه لندن تلگراف در گزارشی پس از یک بمب گذاری در ایران در مارس ۲۰۰۷، خبر داد که یکی از مقامات بلند پایه سیا از حمایت مخفیانه دولت آمریکا از سازمان های تروریستی در ایران برای افزایش فشار بر رژیم اسلامی و توقف فعالیت های هسته ای آن، پرده برداشته است.

این گزارش که با عنوان «حمایت آمریکا از گروهک های تروریستی برای ایجاد آشوب در ایران» منتشر شد، تأمین مستقیم نیازهای مالی گروههای تروریستی از محل بودجه محرمانه سیا را بر ملا کرد. حقیقتی که به گفته آن مقام بلند پایه سازمان سیا دیگر راز بزرگی به شمار نمی آید.


نکته دیگر که قابل تامل میباشد ضرب العجل دولت عراق برای بیرون کردن این سازمان از خاک عراق تا پایان سال 2011 است که این ضربه میتواند به عمر تشکیلات مخوف رجوی پایان دهد و رجوی به شدت بهم ریخته و گیج شده است از طرفی میخواهد به نفرات داخل کمپ روحیه بدهد و از طرفی هم میخواد مخالفین اش را از بین برده که بایستی گفت اقای رجوی این بار داستان فرق میکند و مثل گذشته نیست، این بار نه تنها بایستی به خواست مردم عراق و دولت عراق تن بدهی و تشکیلاتت را جمع کنی بلکه بایستی پاسخگو خیلی از مسائل دیگر هم باشی بهتر این که خودت را اماده کنی برای پاسخگویی …

در خبرها مطلع شدم که چماقداران رجوی در اروپا در اوج استیصال و سر خوردگی تمام و از سر ضعف و بد بختی ،شاید هم برای دلخوشی به سران دل شکسته و خسته فرقه و شاید هم برای روحیه دادن به نیروهای فرسوده و اسیر در زندان اشرف (کمپ اشرف) به خانه سرکار خانم بتول سلطانی حمله کرده و با تهدید و ناسزاگویی ایشان را تهدید کرده اند که دست از افشاگری خود علیه سران فرقه بردارد،اما خوشبختانه خانم سلطانی با شجاعت تمام در مقابل انها ایستادگی و مقاومت کردند و انها را عقب راند و در همین زمینه دست به افشاگری گسترده ای زدند.

ضمن درود به سر کار خانم سلطانی و تحسین شجاعتشان به ایشان تبریک میگویم وآفرین بر شما خانم سلطانی که اگر به قول مسعود رجوی و همسر سوم اش مریم عضدانلو در پادگان اشرف برای روحیه دادن به نیروه اصطلاح شیر زن را استفاده میکردند، من میگویم اگر یک شیر زن واقعی باشد آن هم شما هستید که این را در کارهایتان و در مقابل تهدید قلدران و شارلاتانهای رجوی نشان دادید ،درود بر شما و شجاعتتان باد.

من هم به عنوان یک شخص مستقل و مدافع حقوق بشر این عمل و هر عمل خشونت آمیز دیگررا محکوم میکنم.

اما سوال اصلی اینجاست چرا سران فرقه در همچین شرایط خطیری و در این برهه از زمان دست به چنین اقداماتی میزنند،این اقدامات چه دردی از تشکیلات رو به اضمحلال را دوا میکند.

در این شرایط اگر بخواهم به شکل خلاصه به ان اشاره کنم سازمان مجاهدین بسیج گسترده ای راه انداخته بود تا در امریکا و اروپا و پول های کلانی خرج کرد تا برای اینکه از لیست سیاه تروریستی امریکا بیرون بیاد اما بدلیل عملکرد سازمان در سالهای گذشته و حال و اقدام به عملیات های تروریستی و کارهای خرابکارانه ، مجدداً در لیست گروههای تروریستی وزارت خارجه امریکا باقی ماند واسم این فرقه و همدستانش برای هفدهمین سال متوالی در لیست باقی ماند و سازمان مجاهدین مجددا پذیرای ضربه مهلک بار دیگری گردید ،این در حالی بود که سازمان برای بیرون امدن از لیست کیسه ای بزرگی دوخته بود که چند صباحی سر نیروهای خود در اشرف را گرم نگاه دارد که دقیقاً عکس خواسته و تحلیل رهبری فرقه عملی شد و ضربه ای به پوزه مسعود رجوی خورد که به شدت احساس سوختگی میکنند و میخواهند دق دلی خود را سر کسان دیگری همچون خانم سلطانی و نفرات فعال حقوق بشری که در اروپا فعالیت دارند، خالی کنند .

نکته دیگر که قابل تامل میباشد ضرب العجل دولت عراق برای بیرون کردن این سازمان از خاک عراق تا پایان سال 2011 است که این ضربه میتواند به عمر تشکیلات مخوف رجوی پایان دهد و رجوی به شدت بهم ریخته و گیج شده است از طرفی میخواهد به نفرات داخل کمپ روحیه بدهد و از طرفی هم میخواد مخالفین اش را از بین برده که بایستی گفت اقای رجوی این بار داستان فرق میکند و مثل گذشته نیست، این بار نه تنها بایستی به خواست مردم عراق و دولت عراق تن بدهی و تشکیلاتت را جمع کنی بلکه بایستی پاسخگو خیلی از مسائل دیگر هم باشی بهتر این که خودت را اماده کنی برای پاسخگویی که سالیان سال به مردم ایران به جوانان ایران و مردم منطقه خیانت کردی الان وقت جواب دادن است.

به امید ازاد شدن نفرات اسیر در پادگان اشرف.

درود بر خانواده های مقاوم که الان ماهها در گرما و سرما دست از تلاش بر نداشته و منتظر فرزندان خود میباشند.

به امید نابودی تشکیلات مخوف رجوی.


تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان؛
اسرائیل و مجاهدین مدعی تولیت گزارش آمانو

اما نکته قابل تأمل در کاسه لیسی اسرائیل و مجاهدین اذعان هم زمان به انزوا و بی اعتباری شان است، مریم رجوی در همین بیانیه اعلام کرد که غرب هیچ توجهی به افشاگریهای ما نکرده است و تا زمانی که نام مجاهدین در لیست گروه های تروریستی باشد، آمریکا در کنار ایران قرار دارد.

انزوای بنیامین نتانیاهو و انزجار از وی هم نیز دست کمی از مریم رجوی ندارد، همین چند روز پیش بود که رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه در خلوت خود از تنفر نسبت به نتانیاهو صحبت می کردند!

ایران دیدبان

بنیامین نتانیاهو در اولین واکنش به گزارش آمانو در باره برنامه هسته ای ایران مدعی شد که گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکیدی بر موضع اسرائیل است که ایران تلاش می کند به سلاح هسته ای دست پیدا کند.

مریم رجوی همسر سرکرده گروه تروریستی مجاهدین نیز مدعی شد گزارش آژانس در حقیقت موید تمامی افشاگریهای مجاهدین است!

نتانیاهو گفت: دنیا باید به تلاش های ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای پایان دهد، امری که خطری برای صلح دنیا و خاورمیانه به شمار می آید.

مریم رجوی هم گفت : گزارش جدید آژانس اذعان بین‌المللی به این حقیقت است که این رژیم مهم‌ترین تهدید صلح و امنیت جهان است.

بنیامین نتانیاهو خواستار فشار بیشتر بر ایران با اعمال تحریم های بیشتر و همراهی روسیه و چین با این تحریم ها شد.

مریم رجوی نیز در صدر درخواستهای باند رجوی تحریم خرید نفت و گاز از ایران و توقف سوخت‌رسانی به پروژه های اتمی را خواستار شد.

گویی این دو پس از خروج از یک جلسه و توافق بر سر موضع گیری مشترک در باره گزارش آمانو یا با گرفتن دستورالعمل از یک فرماندهی واحد، به صدور بیانیه پرداخته و درد مشترکشان را فریاد می کنند و ناتوانی و عجز خود در مقابله با ایران را جار می زنند.

درخواست مکرر مریم رجوی از آمریکا که بار دیگر به بهانه گزارش آمانو آن را مطرح نموده و خواستار خارج کردن نام مجاهدین از لیست گروه های تروریستی شده است، ناشی از همین عجز و ناتوانی است. البته این درخواست به پیشنهاد چند سال قبل مجاهدین به آمریکا برمی گردد که در قبال وانهادن آنان در عراق و تغییر سیاست جنگ طلبانه آمریکا که می توانست موقعیتی برای بهره برداری از آنان باشد، بیرون آمدن از لیست گروه های تروریستی را به عنوان ضمانتی برای تحت تعقیب قرارنگرفتن و داشتن زندگی بدون دغدغه در غرب درخواست کرده بودند که آمریکا تا به حال با آن موافقت نکرده است.

کارشناسان معتقدند هم چنان که سناریوی ابلهانه در باره متهم کردن ایران به قصد ترور سفیرعربستان به وسیله سپاه قدس و با هدایت سردار سلیمانی با هدف انتقام شکست آمریکا در عراق طراحی شده و از نتایج سیاست خالی کردن صحنه سیاسی عراق است، خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی هم در چارچوب همین سیاست و به منزله ی حتمیت و قطعیت اخراج آنان از عراق و ای بسا استردادشان به ایران خواهد بود، سیاستی که تمامی کارشناسان در غرب یک صدا اذعان دارند که یک عقب نشینی به سود ایران است.

اما نکته قابل تأمل در کاسه لیسی اسرائیل و مجاهدین اذعان هم زمان به انزوا و بی اعتباری شان است، مریم رجوی در همین بیانیه اعلام کرد که غرب هیچ توجهی به افشاگریهای ما نکرده است و تا زمانی که نام مجاهدین در لیست گروه های تروریستی باشد، آمریکا در کنار ایران قرار دارد.

انزوای بنیامین نتانیاهو و انزجار از وی هم نیز دست کمی از مریم رجوی ندارد، همین چند روز پیش بود که رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه در خلوت خود از تنفر نسبت به نتانیاهو صحبت می کردند!تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان؛ اسرائیل و مجاهدین مدعی تولیت گزارش آمانو اما نکته قابل تأمل در کاسه لیسی اسرائیل و مجاهدین اذعان هم زمان به انزوا و بی اعتباری شان است، مریم رجوی در همین بیانیه اعلام کرد که غرب هیچ توجهی به افشاگریهای ما نکرده است و تا زمانی که نام مجاهدین در لیست گروه های تروریستی باشد، آمریکا در کنار ایران قرار دارد. انزوای بنیامین نتانیاهو و انزجار از وی هم نیز دست کمی از مریم رجوی ندارد، همین چند روز پیش بود که رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه در خلوت خود از تنفر نسبت به نتانیاهو صحبت می کردند! ایران دیدبان بنیامین نتانیاهو در اولین واکنش به گزارش آمانو در باره برنامه هسته ای ایران مدعی شد که گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکیدی بر موضع اسرائیل است که ایران تلاش می کند به سلاح هسته ای دست پیدا کند. مریم رجوی همسر سرکرده گروه تروریستی مجاهدین نیز مدعی شد گزارش آژانس در حقیقت موید تمامی افشاگریهای مجاهدین است! نتانیاهو گفت: دنیا باید به تلاش های ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای پایان دهد، امری که خطری برای صلح دنیا و خاورمیانه به شمار می آید. مریم رجوی هم گفت : گزارش جدید آژانس اذعان بین‌المللی به این حقیقت است که این رژیم مهم‌ترین تهدید صلح و امنیت جهان است. بنیامین نتانیاهو خواستار فشار بیشتر بر ایران با اعمال تحریم های بیشتر و همراهی روسیه و چین با این تحریم ها شد. مریم رجوی نیز در صدر درخواستهای باند رجوی تحریم خرید نفت و گاز از ایران و توقف سوخت‌رسانی به پروژه های اتمی را خواستار شد. گویی این دو پس از خروج از یک جلسه و توافق بر سر موضع گیری مشترک در باره گزارش آمانو یا با گرفتن دستورالعمل از یک فرماندهی واحد، به صدور بیانیه پرداخته و درد مشترکشان را فریاد می کنند و ناتوانی و عجز خود در مقابله با ایران را جار می زنند. درخواست مکرر مریم رجوی از آمریکا که بار دیگر به بهانه گزارش آمانو آن را مطرح نموده و خواستار خارج کردن نام مجاهدین از لیست گروه های تروریستی شده است، ناشی از همین عجز و ناتوانی است. البته این درخواست به پیشنهاد چند سال قبل مجاهدین به آمریکا برمی گردد که در قبال وانهادن آنان در عراق و تغییر سیاست جنگ طلبانه آمریکا که می توانست موقعیتی برای بهره برداری از آنان باشد، بیرون آمدن از لیست گروه های تروریستی را به عنوان ضمانتی برای تحت تعقیب قرارنگرفتن و داشتن زندگی بدون دغدغه در غرب درخواست کرده بودند که آمریکا تا به حال با آن موافقت نکرده است. کارشناسان معتقدند هم چنان که سناریوی ابلهانه در باره متهم کردن ایران به قصد ترور سفیرعربستان به وسیله سپاه قدس و با هدایت سردار سلیمانی با هدف انتقام شکست آمریکا در عراق طراحی شده و از نتایج سیاست خالی کردن صحنه سیاسی عراق است، خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی هم در چارچوب همین سیاست و به منزله ی حتمیت و قطعیت اخراج آنان از عراق و ای بسا استردادشان به ایران خواهد بود، سیاستی که تمامی کارشناسان در غرب یک صدا اذعان دارند که یک عقب نشینی به سود ایران است. اما نکته قابل تأمل در کاسه لیسی اسرائیل و مجاهدین اذعان هم زمان به انزوا و بی اعتباری شان است، مریم رجوی در همین بیانیه اعلام کرد که غرب هیچ توجهی به افشاگریهای ما نکرده است و تا زمانی که نام مجاهدین در لیست گروه های تروریستی باشد، آمریکا در کنار ایران قرار دارد. انزوای بنیامین نتانیاهو و انزجار از وی هم نیز دست کمی از مریم رجوی ندارد، همین چند روز پیش بود که رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه در خلوت خود از تنفر نسبت به نتانیاهو صحبت می کردند!

در حالی که کمتر از دو ماه به تعین تکلیف ضرب الاجل دولت عراق برای بستن کمپ عراق جدید ( کمپ اشرف ) در عراق نمانده است ، سازمان مجاهدین خلق ایران و بطور مشخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو بدون جدی گرفتن این ضرب الاجل ، که بخواهند با مجامع بین المللی که دست اندکاران حل مسله پناهندگی آن اسیران هستند،همکار ی های لازمه را داشته باشند. طبق روال رو چین سازمانی که هر ساله دوماه آخر سال میلادی برای جمع آوری کمک های مالی ، با نام کمک به کودکان بی سرپرست ، خانواده های بی سرپرست ، خانواده های زندانیان ،….. بدنبال بسیج مالی کاری ( جمع آوری پول از شهروندان اروپائی و امریکائی ….) هستند . در این رابطه اکثر نیروهایشان را در خارچه بسیج این کار کرده اند …

http://mohamadkarami.wordpress.com/

پرچم آنها پرچم کشور من نیست

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، چهارم نوامبر 2011

http://mohamadkarami.wordpress.com/

در حالی که کمتر از دو ماه به تعین تکلیف ضرب الاجل دولت عراق برای بستن کمپ عراق جدید ( کمپ اشرف ) در عراق نمانده است ، سازمان مجاهدین خلق ایران و بطور مشخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو بدون جدی گرفتن این ضرب الاجل ، که بخواهند با مجامع بین المللی که دست اندکاران حل مسله پناهندگی آن اسیران هستند،همکار ی های لازمه را داشته باشند. طبق روال رو چین سازمانی که هر ساله دوماه آخر سال میلادی برای جمع آوری کمک های مالی ، با نام کمک به کودکان بی سرپرست ، خانواده های بی سرپرست ، خانواده های زندانیان ،….. بدنبال بسیج مالی کاری ( جمع آوری پول از شهروندان اروپائی و امریکائی ….) هستند . در این رابطه اکثر نیروهایشان را در خارچه بسیج این کار کرده اند ، همین طور بیش از 75% تشکیلات . تعدادی هم درقلعه اورسوراواز مقر فرماندهی فرقه نشسته اند ، بعنوان سخنگوی اسیران کمپ اشرف از کنار رود سن مصاحبه می کند و آیه یأس کشتار خون ریزی و……. را بزبان می آورند و ضمینه سازی آن را می کنند ، که ای ما گفتیم که می خواهند حمام خون راه بیندازند و کشتار راه بیندازند به آخرین موضع گیری سخگوی اسیران که از سران فرقه در قلعه اورسوراواز است نگاهی بیندازیم بدون شرح :

* ( سایت ایلاف مینویسد، مسئول کمیسیون امور خارجه شورای ملی مقاومت محمد محدثین گفت ضرب الاجل پایان ۲۰۱۱ برای بستن کمپ اشرف نقض آشکار بسیاری از موازین بین المللی و قانون حقوق بشر بین المللی است و اپوزیسیون ایران بستن کمپ اشرف را زمینه سازی برای کشتاری می داند….. در مورد بستن کمپ اشرف واقع در شمال بغداد در پایان سال کنونی را آماده سازی برای آنچه آّن را حمام خون نامید, ….. جنبش اپوزیسیون تأکید کرد که علائم این کشتار از امروز سه شنبه با تحصن برخی از عراقیهایی همدست رژیم ایران در پیرامون قرارگاه شروع میشود که نیروهای محاط کننده نیز همراه آنها میباشند. , او نیز قطعا در این اعمال که جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی است شریک و قابل تعقیب و محاکمه» خواهد بود ). از طرفی دیگر در بعضی شهرهای اروپائی چادر های برای جمع آوری ها برپا کرده اند ، کجا این سران فرقه بفکر اسیران اشرف هستند؟ آن اسیران فقط ابزار کاری شده اند در دست فرقه ، که به انواع مختلف از نام آنها استفاده می کنند . در این رابطه هموطنان خارج از کشور هوشیار باشند که در دام فرقه رجوی نیفتند . هموطنانی که قصد کمک کردن به اسیران در عراق را دارند خود مستقیما به یکی از ارگان های بین المللی یا حقوق بشری مراجعه کنند . باشد که اسیران در بند فرقه رجوی رها شوند و روسیاهی برای ذغال بماند .


این فرآیند و این تحول های رو به پیشرفت و استقلال برای عراق شبیه به خانه تکانی است که از برداشتن دیوارهای بتونی به عنوان نماد های ظاهری تسلط آمریکا شروع شده و با گرد گیری و پاکسازی زباله ها ی تروریستی به عنوان پشت پرده تجاوزات آمریکا خاتمه می یابد
پس از تهاجم غرب به رهبری آمریکا به عراق، تبعات بسیار سنگین و مصیبت باری برای ملت این کشور چه در حوزه اقتصادی، سیاسی و از همه مهمتر امنیتی به بار آمد که حالا پس از گذشت ۸ سال و با تسلط نسبی ملت عراق بر تعیین سرنوشت خود به آرامی در حال برطرف شدن است.
آمریکا که به بهانه وجود سلاح های شیمیایی و میکروبی در عراق که خود آنها را در اختیار صدام قرار داده بود اقدام به این تجاوز کرد و در حالی که سعی می کرد اذهان عمومی را فریبکارانه با خود همراه سازد، وعده آزادی ملت عراق از چنگال دیکتاتوری را در زمره شعار های خود قرار داده بود. و البته اگر دستیابی به آزادی واقعی،توسط خود ملت عراق و اراده آنها-و نه لشگر کشی و تهاجم آمریکا- انجام می گرفت، شاید خیلی از مصایب امروز دامنگیر عراق نمی شد .
البته در این مقاله قصد نداریم که به بررسی دقیق خسارات وارد شده به مردم عراق در نتیجه این لشکر کشی افسار گسیخته و غیر قانونی بپردازیم، اما اگر فقط بخواهیم یکی از تبعات مصیبت بار این اقدام غرب را در حق مردم مسلمان عراق بیان کنیم باید به بروز خشونت ها و درگیری های فرقه ای در عراق اشاره کنیم.البته بر کسی پوشیده نیست که وجود درگیری های فرقه ای به خواست غربی ها و برای سوء استفاده های بیشتر در این کشور – که در ابتدای تجاوز به چشم یک مستعمره به آن نگاه می شد- صورت گرفته و این موضوع در نتیجه حمایت غربی ها از گروه ها و گروهک های تروریستی فعال در عراق بوده که این کشور را پایگاهی امن برای خود می دیدند.و در نتیجه این اقدامات گروه های تروریستی بود که شنیدن هر روزه صدای انفجار و انجام عملیات های تروریستی پی در پی و به خاک و خون کشیده شدن ده ها زن و مرد و کودک بیگناه عراقی کم کم داشت به رویه ای ثابت تبدیل می شد که در نتیجه آن و در آینده ای نزدیک از عراق ویرانه ای بیشتر باقی نمی ماند.
اما انقلاب های منطقه و در واقع همان خیزش ها و بیداری اسلامی کشور های عربی در منطقه ،آنچنان منافع آمریکا و صهیونیسم را به خطر انداخت که دیگر فرصت آتش افروزی و تفرقه افکنی بیشتر در عراق را از دست داد و دیدیم که هر چه بیشتر به سمت فروپاشی دولت های دیکتاتور منطقه و به دنبال آن نابودی منافع غرب پیش می رویم حضور آمریکا در عراق کم رنگ تر شده و به دنبال آن، دست ملت عراق در تسلط بر حاکمیت کشور خود بازتر می شود و در نتیجه آرامش بیشتری در عراق حکم فرما می گردد.
این روند رو به رشد ملت عراق در مسیر دستیابی به استقلال در حاکمیت کشور خود، غیر از امنیت و آرامش بیشتر، نشانه های دیگری هم داشته و دارد که خود بیانگر مقدمه خروج ارتشهای متجاوز و اشغالگر از این کشور است.
از جمله این نشانه ها برداشتن تعدادی ازدیوارهای بتونی مرتفع و بد شکلی است که قبل تر از این هم مشابه آن در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته بود و از راهکارهای مورد استفاده آمریکا برای حفاظت مواضع خود و ایضاً جدا سازی بیشتر قومی در عراق و دامن زدن به اختلافات بود.
دیوارهای بتونی، غیر از اینکه به قول مردم این کشور، چهره عراق و خصوصاً بغداد را شبیه به زندان کرده و موجب جدایی قومی و حتی خانوادگی ملت عراق شده بود، هر روز صبح به مردم عراق یاد آوری می کرد که کشورشان تحت اشغال است و اینکه هدیه اشغالگران نیز چیزی جز ناامنی و وحشت نیست.
نوبت مجاهدین، بعد از دیوارهای بتونی
حالا که کم کم به روز های پایانی حضور غربی ها و بالاخص آمریکا در عراق نزدیک می شویم ، دیده می شود که از تعداد این دیوار ها (که ۶۲ هزار تای آنها فقط در بغداد قرار گرفته اند) کاسته شده که نشانگر اراده ملت عراق بر تعیین سرنوشت خود است.
باید توجه داشت که پروسه خروج نیروهای آمریکایی از عراق باعث بیشتر شدن تدریجی امنیت در این کشور می گردد و در نتیجه دیگر توجیهی برای باقی ماندن دیوارهای بتنی در عراق باقی نمی ماند و البته به وجود آمدن امنیت در عراق نتیجه اش از کار افتادن تدریجی گروه های تروریستی ساکن در این کشور است که ابزار دست آمریکایی ها به شمار می رفتند و همیشه مورد حمایت آنها قرار می گرفتند. گروهکی مانند مجاهدین که حضور آنها در عراق غیر از ضربه به امنیت و آسایش این کشور و تولید تروریسم نتیجه ای در برنداشته است.
این گروهک و دیگر گروه های تروریستی که به مثابه زالو بر پیکره آمریکا چسبیده اند، به خوبی می دانند که خروج ناگزیر آمریکایی ها از عراق مساوی است با مرگ و نابودی آنها، و اینکه بعد از ترک خاک عراق توسط آمریکا و به تبع آن قطع حمایت غرب، ذره ای مجال برای فعالیت آنها باقی نمی ماند.
در این بین اخراج گروهک تروریستی مجاهدین به دلیل ترور بیش از ۲۵۰۰۰ عراقی و صدها جنایت دیگر در حق ملت عراق احتمالاً از اقدامات عاجل این دولت خواهد. هر چند که قبل از اعلام زمان بندی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق، برای این گروهک ضرب العجل اخراج از عراق تعیین شده بود.
و این گروهک از همین حالا به خوبی متوجه شده که بعد از آمریکایی ها هیچ راهی ندارد و باید خود را برای خروج از عراق (بخوانید فروپاشی) آماده کند. از همین رو با تلاش بسیار سعی دارد برای نیروهای خود از سازمان ملل پناهندگی بگیرد تا شاید بتواند بعد از خروج آمریکا از عراق نیز موجودیت خود را حفظ کند که البته به نظر میرسد با توجه به مدت زمان کم باقی مانده و همچنین پروسه طولانی ثبت نام برای پناهندگی، فرصتی برای این کار باقی نمانده باشد و این گروهک نابودی قریب الوقوع خود را بیشتر از همیشه حس می کند.
به هر حال این فرآیند و این تحول های رو به پیشرفت و استقلال برای عراق شبیه به خانه تکانی است که از برداشتن دیوارهای بتونی به عنوان نماد های ظاهری تسلط آمریکا شروع شده و با گرد گیری و پاکسازی زباله ها ی تروریستی به عنوان پشت پرده تجاوزات آمریکا خاتمه می یابد. و این تازه بزرگترین شانس برای مجاهدین تلقی می شود اگر که بتوانند بدون محاکمه و قرار گیری در محاکم قضایی از عراق جان سالم به در ببرند.


سران منافقین که مدتی است با جمع‌آوری افرادی اجاره‌ای در ژنو که بسیاری از آنان اصلا ایرانی نیستند، از آنها به عنوان «ایرانیان متحصن برای آزادی پادگان اشرف» نام‌ می‌برد، تاکنون و با همین تمهید، کلاه گشادی به بزرگی سه میلیون فرانک بر سر اتحادیه اروپا گذاشته‌ است

سران منافقین که مدتی است با جمع‌آوری افرادی اجاره‌ای در ژنو که بسیاری از آنان اصلا ایرانی نیستند، از آنها به عنوان «ایرانیان متحصن برای آزادی پادگان اشرف» نام‌ می‌برد، تاکنون و با همین تمهید، کلاه گشادی به بزرگی سه میلیون فرانک بر سر اتحادیه اروپا گذاشته‌ است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، سران منافقین توانسته اند از اتحادیه اروپا برای هریک از کسانی که در ژنو و در تجمع به نفع این گروه مبادرت کرده اند به عنوان یک تهاجم سیاسی و حقوق بشری، روزانه ۳۵۰ فرانک دریافت نماید.

بر پایه این خبر،‌ در حال حاضر ۱۸۰ روز از این تجمع می‌گذرد و اگر بقایای گروهک تروریستی منافقین فقط برای ۲۰ نفر این مبلغ را دریافت کرده باشند تاکنون ۱/۲۶۰/۰۰۰ دریافت کرده‌اند!

گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که منافقین به طور میانگین آمار ۵۰ نفر را به مسوولان اتحادیه اروپا داده‌ اند که با این حساب مبلغی حدود ۳/۰۰۰/۰۰۰ فرانک از رهگذر سرکار گذاشتن این هواداران به جیب زده اند.

شایان ذکر است که گروهک رجوی در اطلاعیه‌ای پرسوز و گداز درباره این تجمع نوشته است:

«شش ماه تحصن در ژنو –معادل نیمی از سال- از پایداری ایرانیان غیرتمند در دفاع از حق فرزندان رشید ایران زمین در اشرف سرفراز میباشد!»

وب‌نوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Motion کاری از volcanic.